کشفیات اکبر
این هفته
نامههای فروغ را میخواندم و شعرهاش را، و باز کشف کردم، فرق فروغ و شاعرها و شاعرههای
تخمکی در اساس این است که فروغ از رهاییی تنش شروع میکند (که در نگاه ابو لولوها
مساوی میشود با جنده، تکپران) و تنش را پیوند میزند به مجموعهی گند و گوز آن
خاک، و در مجموع به کل هستی خودش و من و تو، اما شاعرها و شاعرههای تخمکی رو و توی تنشان
پرسه میزنند که خودمانیش میشود زوم کردن روی پایین تنه، که گویا محدود میشود به
بیقراریهای کیر و خایه و کُس و کون.
دیگه این که یک رفیق داشتم که هر وقت یک ادعایی میکرد و میگفتم یک نمونه بده، از
بس بیتربیت بود میگفت نمونه؟